علل ممكن است نتايج را بسيار تشديد كند. بايد از ظواهر خيلي فراتر رفت و ابهامات طبيعي يا مصنوعي را كه موجب پنهان ماندن حقايق مي‌شود از ميان برداشت‌. هميشه بايد به‌خاطر داشت‌ كه شناخت بشر از طبيعت ممكن است زماني بر اثر فقدان نقد و تحليل يا علاقه به امور خارق‌العاده‌، دستخوش خطاي حواس يا قضاوت او شود.
برخورد نهايي او نقدوتحليل و شكاكيت هوشيارانه است كه فرزانه‌ترين دانشمندان امروزي از آن‌ برخوردارند و بيشتر در خور ستايش است‌، زيرا معلومات مثبت او خيلي كمتر و خام‌تر از معلومات‌ دانشمندان امروزي بود. بي‌شك‌، براي درك ناداني خويش معلومات و فرزانگي بيشتري لازم است‌.
 توضيح‌. دست‌نويس اصلي بخش‌هاي 9 تا 11 در هنگام ماشين‌نويسي آن در دفترم‌، در 10 ماه‌ نوامبر 1936 به‌طور اسرارآميزي مفقود شد. بدبختانه يادداشت‌هايي كه براساس آنها اين بخش‌ها را تهيه كرده بودم‌، در آن هنگام دور انداخته شده بود و من ناگريز شدم آنها را از روي خرده‌ريزهاي‌ بازمانده بازنويسي كنم‌. از اين رو، از خواننده پوزش مي‌خواهم‌.
9. شرح بر ارسطو. همان‌طور كه در بخش بعدي مي‌بينيم‌، اُرام توانست اخلاق‌، سياست و تدبير منزل ارسطو را هم به‌خوبي السماء والعالم ترجمه كند. اين ترجمه‌ها شامل شرح‌هاست‌. ولي لازم‌ نيست درباره‌ٴ شرح‌ها جدا از ترجمه‌ها بحثي بشود. اهميت اُرام در مقام شارح درخور توجه است‌ و در مقام مترجم بسيار والاست‌.
10. اثرها و ترجمه‌هاي فرانسوي‌. قبلاً، از دو رساله‌ٴ فرانسوي اُرام سخن گفته‌ايم‌، يعني از رساله‌ درباره‌ٴ افلاك كه پس از سال 1361 و پيش از 1377 نوشته و رساله در باب غيبگويي‌، كه در دسامبر نوشته و بعداً (احتمالاً توسط خودش‌) به لاتيني ترجمه شده‌است‌. رساله درباره‌ٴ افلاك‌ او نخستين وسيله براي بسياري از اصطلاح‌هاي نجومي و جغرافيايي در زبان فرانسه تا به امروز بوده است‌.
اين واقعيت كه او اين دو رساله را به زبان فرانسه نوشت بسيار درخور تعمق است‌. شايد او به‌خاطر روابطش با شارل پنجم آينده مجبور به اين كار بود. او خود تصديق مي‌كند كه برايش‌ نوشتن به فرانسوي دشوارتر از لاتيني است و البته همين انتظار هم مي‌رود.
 نخستين ترجمه (هم‌چنين نخستين نوشته‌ٴ او به فرانسه‌) احتمالاً چهار مقاله‌ٴ بطليموس بود، كه‌ پيش از 1364 انجام گرفت‌. در ترجمه‌هايش از ارسطو، كه هم اكنون بررسي خواهيم كرد در مورد بيان خود سخت پوزشخواه است و از نقص آن به خوبي آگاه‌.
رساله در باب پول را در اصل به لاتيني نوشت (حدود 1355)، آنگاه به لاتيني مورد تجديدنظر قرار داد (58/1357) و پيش از سال 1360 آن را به فرانسه ترجمه كرد. متن‌هاي‌ فرانسوي كه به‌دست ما رسيده حاوي توضيح‌هايي است و چنان با آن توضيح‌ها درآميخته كه‌ پي‌گيري روايت فرانسوي بسيار دشوار مي‌شود.